تبلیغات
خاطرات یک خادم - زائر تنها
 

زائر تنها

نوشته شده توسط :نگاه خیس ..
پنجشنبه 29 فروردین 1392-11:03 ق.ظ

 نماز جمعه که نموم میشه قلقله ای به پاست هر کسی دور خودش میچرخه تامسیر نزدیک تر و کم ترددتری رو برای رفتن به خونه انتخاب کنه

گوهرشاد بودم پاسم تموم شده بود و داشتم از درب سنگی بیرون می اومدم که از کنج ورودی درب یه پیرزن به نظر 75-80 ساله که تکیه به دیوار داده بود با صدای آهسته ای گفت : سقاخونه از کجا برم

قد خمیده بود (به زبون من ؛ همیشه در رکوع !) و با روسری سفید بزرگی حجاب شو کامل کرده بود.

گفتم مادر بیا باهم بریم

گفت : نه دخترم وقت تو نمیگیرم بگو خودم میرم

گفتم : نه مادر مسیر منم همون جاست ، میخواین با صندلی چرخدار برین

سریع گفت : نه نه!!

مثل ایشون زیادند ، عزت شون اجازه نمیده از کسی کمک بگیرن یا زحمتی برای کسی به واسطه کار شخصی خودشون داشته باشن و بعضی ها ادب می کنن حضور امام با قدم های خودشون نیان

گفت نه مادر من آروم آروم میرم شما اذیت میشین

از این همه ملاحظه شرمنده شده بودم یه نایلون صورتی رنگ دسته دار همراهش بود به زور ازشون گرفتم

گفت : توش یه چادر نماز و یه سجاده است

سر صحبت و باز کردم می گفت از نیشابور اومده و تنهاست کسی رو نداره گفتم بچه هاتون کجان ، حرف و عوض کرد و گفت صبح راه افتاده تا به نماز جمعه برسه و میخاد شب بمونه و بره زیارت و فردا صبح برگرده

از نیشابور تا اینجا با اتوبوس های بین شهری دو ساعتی راهه!

می گفت هر وقت دلش هوای زیارت میکنه راهی میشه سمت مشهد.

 صورتی پر از خطوط تجربه داشت و نگاهی سبز از عمق چشای خاکستری  رنگ.

خمیده راه می رفت ومن هم  برای اینکه صدای ضعیف شونو بشنوم سر و شونه هامو خیلی خم کرده بودم . وسطای صحن جمهوری بود که یهو سرشو بلند کردو پرسید پدر و مادر داری/؟

گفتم بله الحمدلله

نگاه عمیق شو ادامه داد که شاکر شون هستی ؟

تو اون لحظه کوتاه قاضی شدم یه حزنی تو دل و چشام نشست و گفتم ان شاء که باشم

گفت : از پنج سالگی دیگه  مادر نداشته  و تو تنهایی بزرگ شده ، دیگه نگاه بقیه  برام مهم نبود که چرا دارم خم خم راه میرم ،محو صحبت هاش بودم تا رسیدیم به درب ورودی بست طوسی به صحن انقلاب .

وسایلشو گرفت سرشو بالا کرد و نیگام کرد و گفت: قدر خودتو بدون خیلی ها این آرزو رو دارن که خادم باشن ؛ان شاء الله هر حاجتی داری خدا بهت بده برا منم دعا کن با عزت بمیرم و تا زنده ام بار دوش کسی نباشم!

 گفتم شب بیاین خونه ی ما گفت میخواد شب تو حریم امام باشه

خداحافظ ی کرد و رفت و من خیره مسیرشو دنبال کردم و این تنها عکسی بود که تو لحظه آخر تونستم با گوشی ازشون بگیرم.

و تا رسیدن به دفتر صداش تو گوشم بود که باعزت و سربلندی بمیرم ، باری رو دوش کسی نباشم ...جمعه  27/10/91

 





نظرات() 


مهسا
جمعه 20 اردیبهشت 1392 02:58 ب.ظ
سلام وبلاگ زیبایی دارید بیا به آدری زیر ثبتش کن تا بتونم هر روز بهت سر بزنم و افزایش بازدید داشته باشید همه وبلاگ نویسها هستند ضرر نمیکنید
http://nimdar.net
سحر
پنجشنبه 19 اردیبهشت 1392 06:56 ب.ظ
سلام خوبی؟وبلاگ قشنگی داری منم یه سایت دارم خوشحال میشم به منم سر بزنی
سحر
دوشنبه 9 اردیبهشت 1392 02:48 ب.ظ

سلام خوبی؟
بازم من بهت سر زدم بی معرفی چرا به من دیگه سر نمیزنی؟
پاسخ نگاه خیس .. : سلام و سپاس
قابل لینك ، نیستم بزرگوار.
ساناز
دوشنبه 9 اردیبهشت 1392 11:53 ق.ظ

سلام من ساناز هستم وبلاگ خوبی داری و برات آرزوی موفقیت می کنم امیدوارم یه روزی با این مطالب خوبت یکی از بهترین وبلاگ های ایران را داشته باشی می خواستم با هم تبادل لینک داشته بلاگتو تو سایت من بذار
باشیم اگر موافقی یه سری به سایت من بزن و آدرس ومرسی

weblog nevisan?
یکشنبه 8 اردیبهشت 1392 07:58 ب.ظ
سلام بهترین سایت برای معرفی و معروف کردن وبلاگتان در بین وبلاگ نویسان ایرانی افتتاح شد شما هم تا فرصت باقی است همین حالا وبلاگتان را در این سیستم رایگان ثبت کنید
منتظر حضور شما در جمع بزرگ وبلاگ نویسان میهن هستیم
سحر
شنبه 7 اردیبهشت 1392 12:01 ب.ظ

سلام خوبی؟من دوباره اومدم مزاحمت شدم خوب باید ببخشید شاید بدونی شاید هم ندونی من هر روز به دوستای وبلاگیم سر میزنم و هر روز براشون پیام میگذارم به من یادت نره سر بزنی منتظرت هستم راستی اگه تو لیست دوستای وبلاگی من نیستی وبلاگت را ثبت کن تا بهت سر بزنم بازم
سحر
جمعه 6 اردیبهشت 1392 02:51 ب.ظ


سلام خوبی؟
وبلاگ خوشگلت را دیدم خیلی خوب بود دوست دارم بازم بهت سر بزنم راستی منم یه سایت دارم به منم یه سر بزن وبلاگت را یادت نره ثبتش کنی چون می خوام بازم بهت سر بزنم باید آدرس وبلاگتو داشته باشم
منتظرت هستم
سحر
پنجشنبه 5 اردیبهشت 1392 02:45 ب.ظ
به دوستای وبلاگیم سر زدم اما تو بی معرفت بهم سر نمیزنی یه سری به من بزن و آدرس وبلاگت را تو سایت من ثبت کن اگه نیای منم دیگه بهت سر نمیزنم
سحر
پنجشنبه 5 اردیبهشت 1392 09:52 ق.ظ

سلام خوبی؟وبلاگ قشنگ و زیبایی داری من که از وبلاگت خوشم اومد دوست دارم بیشتر باهات آشنا بشم یه سر هم به من بزن منتظرت هستم
سحر
سه شنبه 3 اردیبهشت 1392 07:16 ب.ظ

سلام خوبی؟من بهت سر زدم وبلاگ خوبی داری
منم یه سایت موزیک دارم خوشحال میشم بهم سر بزنی و با هم تبادل لینک داشته باشیم
دختر تهرونی
دوشنبه 2 اردیبهشت 1392 11:50 ق.ظ
سلام وبلاگ شما را دیدم مطالب و قالب قشنگی داشت از اینکه مدام وبلاگتو به روز میکنی و مطالب جدید میزاری خیلی خوشم اومد حتما به من یه سری بزن آدرس وبلاگتو برام بزار تا بتونم هر روز بهت سر بزنم
كو عكسش پس
پنجشنبه 29 فروردین 1392 05:50 ب.ظ
همین دیگه
سحر
پنجشنبه 29 فروردین 1392 12:07 ب.ظ
pسلام خوبی وبلاگ خوب و جالبی داری من که خوشم اومد به منم سر بزن منتظرت هستم

http://pesmal.net
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox